المحقق السبزواري
188
روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )
زراعت و در پستان حيوانات شيرده و در هرچيز ؛ و هرگاه اراده عدل و خير كند يا عمل به آن كند ، داخل مىسازد خداى عز و جلّ بركت را در اهل مملكت او . » همچنين ، يكى از علما در كتابى ذكر كرده كه ، مشهور است در بلاد مغرب كه به يكى از سلاطين رسيد كه زنى را باغى است كه در آنجا نى شيرين هست و از يك نى يك قدح آب فشرده مىشود . پس ، عزم كرد برگرفتن آن باغ و از آن زن اين را سؤال كرد . گفت : « چنين است » . بعد از آن ، آن زن نى را بفشرد ، به نيم قدح نرسيد . پادشاه گفت : « چگونه است آنچه مىگفتيد ؟ » زن گفت : « آنچنان بود ، امّا پادشاه نيّت آن كرده كه اين باغ را از من بگيرد ، بركت از آن باغ بر طرف شده » . پس ، پادشاه توبه كرد و نيّت خود را صحيح كرد . آنگاه ، زن را امر كرد كه بفشارد . از يك نى يك قدح پر فشرده شد . و در كتاب مذكور از اين نوع حكايات متعدّد ذكر نموده از خوف ملال متعرّض آن نشد . « 1 » و چون بعضى از فوايد عدل و مضارّ ظلم مذكور شد ، بعضى از لطايف كلمات حضرت امير المؤمنين و امام المتّقين در اين ابواب ايراد مىشود : « العدل ملك ، الجور هلاك . » يعنى : « عدل قوام كار است كه به او مالك مىشوند و ستم باعث هلاك و فساد است » . و فرموده : « العدل حياة الجور ممحاة » يعنى : « عدل حيات و زندگانى است - و فى الحقيقة زندگانى و رونق همه چيز به عدل است - و جور محوكننده است . » يعنى ، هلاككننده و ضايعكننده خيرها و خوبيهاست . و فرموده : « العدل خير الحكم » يعنى : « عدل بهترين حكمتهاست » . و فرموده : « العدل حياة الاحكام » يعنى : « عدل [ 43 ب ] حيات حكمها است » . و فرموده : « العدل يصلح البريّة » يعنى : « عدل باعث اصلاح خلق است » . و فرموده : « العدل قوام الرّعيّة و جمال الولاة » يعنى : « قوام امر و انتظام حال رعايا به عدل است - چه هرگاه عدل نباشد امور رعيّت از هم بپاشد و اختلال كلّى به احوال ايشان راه يابد - و جمال و زينت واليان به عدل است » . و فرموده : « الظّالم منتظر العقوبة ، المظلوم منتظر المثوبة » يعنى : « ظالم را منتظر
--> ( 1 ) . اين حكايت مفصّلتر در نصيحة الملوك ، صص 140 تا 142 آمده است و تفاوتهايى با متن روضة الانوار دارد . آن سلطان در روايت نصيحة الملوك ، انوشيروان بوده كه پس از ماجرا قصد افزودن خراج را داشته است ، نه گرفتن باغ را .